فی مدح الحجه عجل الله تعالی فرجه
****** |
بر هم زنید یاران این بزم بى صفا را |
مجلس صفا ندارد بى یار مجلس آرا |
بى شاهدى و شمعى هرگز مباد جمعى |
بى لاله شور نبود مرغان خوشنوا را |
بى نغمۀ دف و چنگ مطرب برقص ناید |
وجد سماع باید کز سر برد هوا را |
جام مدام گلگون خواهد حریف موزون |
بى مِى مَدان تو میمون جام جهان نما را |
بى سرو قّد دلجوى، هرگز مجو لب جوى |
بى سبزه خطش نیست آب روان گوارا |
بى چین طُرِّۀ یار، تاتار کم ز یک تار |
بى موى او بموئى هرگز مخر خُتا را |
بى جامى و مدامى هرگز نپخته خامى |
تا کى به تلخ کامى سر مى برى نگارا |
از دولت سکندر بگذر، برو طلب کن |
با پاى همت خضر سرچشمۀ بقا را |
بر دوست تکیه باید، بر خویشتن نشاید |
موسى صفت بیفکن از دست خود عصا را |
بیگانه باش از خویش و ز خویشتن میندیش |
جز آشنا نبیند دیدار آشنا را |
پروانه وش ز آتش هرگز مشو مشوش |
دانند اهل دانش عین بقا فنا را |
داروى جهل خواهى بطلب ز پادشاهى |
کاقلیم معرفت را امروزه اوست دارا |
دیباچه معارف، سر دفتر صحایف |
معروف کل عارف چون مهر عالم آرا |
عنوان نسخه غیب، سرِّ کتاب لاریب |
عکس مقدس از عیب، محبوب دلربا را |
ناموس اعظم حق، غیب مصون مطلق |
کاندر شهود اویند روحانیون حیا را |
آئینه تجلى، معشوق عقل کلى |
سرمایه تسلى، عشاق بینوا را |
اصل اصیل عالم، فرع نبیل خاتم |
فیض نخست اقدم، سِّر عیان خدا را |
در دست قدرت او لوح قَدر زبونست |
با کلک همت او وَقعى مَده قضا را |
اى هدهد صبا، گوى طاوس کبریا را |
بازآ که کرده تاریک، زاغ و زغن فضا را |
اى مصطفى شمائل، وى مرتضى فضائل |
وى احسن الدلائل، یاسین و طا و ها را |
اى منشى حقائق، وى کاشف دقائق |
فرمانده خلائق، ربّ العلى عُلى را |
اى کعبه حقیقت، وى قبله طریقت |
رکن یمان ایمان، عین الصفا صفا را |
اى رویت آیه نور، وى نور وادى طور |
سِّر حجاب مستور، از رویت آشکارا |
اى معدلت پناهى، هنگام داد خواهى |
اورنگ پادشاهى، شایان بود شما را |
انگشتر سلیمان، شایان اهرمن نیست |
کى زیبد اسم اعظم، دیو و دَد و دَغا را |
از سیل فتنه کفر، اسلام تیره گونست |
دین مبین زبونست در پنجه نصارا |
اى هر دل از تو خرم، پشت و پناه عالم |
بنگر دچار صد غم، یک مشت بینوا را |
اى رحمت الهى، در یاب مفتقر را |
شاها به یک نگاهی، بنواز این گدا را |